نیکانیکا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

نیکا، هدیه قشنگ خدا

ماه رمضان قشنگ ترین ماه خدا

1396/4/12 2:12
نویسنده : مامان و بابا
273 بازدید
اشتراک گذاری

سلام فرشته پاک و معصوم من

نبکا جونم ماه رمضان امسال خیلی دوست داشتم چون تو بودی تو هستی و خواهی بود چون تو 1سال بزرگ تر شدی ولی خداروشکر بیشتر ازسنت میفهمی.لحظات افطار خیلی دوست داشتم چون تو کنارم میشستی و به من میگفتی مامانی الان چی میخوری منم بخورم.تازه لحظات وسط روز هم خیلی دوست داشتم چون تو با خوراکی و غذا تعارف کردنات بهم کلی انرژی میدادی موقعی که ناهار میخوردی میگفتی مامان الان دارم سحر میخورم منم روزه کله گنجشکی گرفتم.یه چیز دیگه که به نظر من آخر احساس تو نسبت به منه اینه که شب 21ماه رمضون من و تو خونمون بودیم من داشتم وسط روضه گریه میکردم تو تا اشکام میدیدی سریع برام آب می اوردی که دیگه گریه نکنم من هم خودم خیلی کنترل کردم که دیگه گریه نکنم آخه تو خیلی هول میشدی.

انگار همه زیبایی های دنیا جمع شده تو این ماه...

خداروشکر قسمت شد چند شبی همراه بابایی و عمه جونیشون به مسجد ارگ هیئت حاج منصور برای مناجات شبهای رمضان بریم.تو محوطه هیئت یه کار فرهنگی خوب برای بچه ها انجام داده بودند.غرفه هایی که شامل(قرائت قرآن،کشیدن نقاشی و بازی و سرگرمی بود که همه بچه هارو به وجه اورده بود.هر کس برای هر کاری که زحمت میکشید و انجام میداد کارت امتیاز میگرفت ودر مقابل با تحویل دادن کارت های امتیازش جایزه هدیه دریافت میکرد.با این کار خوب تو گل من بیشتر به خوندن قرآن راغب شدی و خداروشکر تونستی سوره حمد حفظ کنی.

افطاری مادرو دختری که خودت زحمت تزئینش کشیدی عزیز دلم خیلی خیلی مزه داد

این غرفه قرآن خوندی و کارت جایزه گرفتی

اینجا هم غرفه کشیدن نقاشیه

این هم نقاشی زیبایی بود که رنگ میکردید

این سه تا جایزه هم نتیجه تلاش تو عشق مامانی

بعد از گرفتن جایزه ها کلی ذوق کردی و یه کار قشنگ دیگه که انجام دادی این بود که یکی از کتاب داستان هات دادی به محدثه

اینجا هم شب 21 ماه رمضون مشغول خوندن دعای جوشن کبیر هستی

قربون دعا خوندت مادر

یزره نقاشی بکشم

با اینکه خوابت میومد اما بیدار موندی تا قرآن سر بگیری

نماز روزه و شب زنده داریات قبول باشه دختر نازم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)